دلنوشته های یک ستاره

(به زمین آمدی ستاره ! یادت نرودآسمان خانه ی توست!...)

دلیل بدم؟؟؟؟؟؟

(پست ثابت )

میدونی چرااین عکسو گذاشتم واسه پروفایلم؟

بچه که بودم نزدیک های  یکسالگی شیطنت از چشام میباریده ...چه برسه ازخودم...

یه بعدازظهروقتی مامان بچه(من)ازخواب خوش عصرش بیدارمیشه می بینه به به !!

جا تره و بچه صداش درنمیاد...میاد بیرون...فک می کنین باچه صحنه ای روبرو میشه

بععععله.... کوچولوی گوگولی مگولی مامان کل قوطی وازلین(کرم چربی که پوست

خشک بچه رو باهاش ماساژمیدن)رو روی موهای مبارک خالی نموده ومثل برخی

آقایون فشن(همون دست تو پریزخودمون)امروزی شده این عکس رو که می بینم

یادخاطره خودم میفتم....قابل ذکره که مامانم تایه هفته سر منو هرروز می شسته

ولی بازم چرب بوده هه !!!....این بود انشای منقهقهه

+ نوشته شده در یکشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٤ ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ توسط یاسمین(ستاره) نظرات ()


خداحافظ

 

اینجا رو سپردم دستتون...نیام ببینم هیچی ازش نمونده ها....

خدا نگهدارتون

ز حـال مـن اگــر پـرسـی ، بـه جـز دوری ملالــی نیسـت

 

ملالـی هــم اگــر بـاشــد ، تـو خـوش باشی خیالـی نیسـت

 

نمیــدانـم کـه در خـاطــر، بـری نـام مـرا یــا نــه ...

 

ولـی ایـن را بـدان هـرگـز ، خیـالـم از تــو خـالـی نیســت ...

ازاین شعره خوشم اومد هویجوری گذاشتمش

+ نوشته شده در چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ توسط یاسمین(ستاره) نظرات ()


روز تولدم

من نه عاشق هستم
ونه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من خودم هستم و تنهایی یک حس غریب
که به صد عشق و هوس می ارزد
من خودم هستم و یک دنیا ذکر
که درونم لبریز
شده از شعر حقیقت جویی

من خودم هستم و هم زیبایم
من خودم هستم و پا بر جایم

من دلم می خواهد
ساعتی غرق درونم باشم
عاری از عاطفه ها
تهی از موج سراب
دورتر از رفقا
خالی از هرچه فِراق
من نه عاشق هستم
نه حزین ِ غم ِ تنهایی ها
من نه عاشق هستم
ونه محتاج نوازش یا مهر

من دلم تنگ خودم گشته و بس
مَنِشینید کنارم
پیِ دلجویی و خوش گفتاری
که دلم از سخنان غم و شادی پر شد

من نه عاشق هستم
ونه محتاج ِ عشق
من خودم هستم و مِی
با دلم هستم و هم سازیِ نِی
مستی ام را نپرانید به یک جمله....«هی!»

پ.ن:

25فروردین ...من آمده ام تاسفری ازخودم تا خدا را آغاز کنم....

تولدم مبارک!!!!!

پ.ن2:نمی خواستم آپ کنم  الانم عجله دارم ببشید زیاد!!!

درضمن متولد25 اسفند آخرشم نفهمیدی تولدتو تبریک گفتم!....

درضمن ادعاتو اثبات کن ...شاید مقبول واقع شد!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩۱ ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ توسط یاسمین(ستاره) نظرات ()


اس ام اس هایی که دوسشون داشتمو نوشتم

×××این روزها می گذرد!اما "من" از این روزها
ن م ی گ ذ ر م...

 

 

 

 

 

 

 

 

×××سیگارَت

را پـُشتِ دَست مَـטּ خامـٍوش ڪـُن


بـُـگـذار ایــْن داغ نِشـٍانـے بــاشــُد بـرآی دیگــَر دِل نبستـَـטּ!

 
 
 
×××تنـهایــــی یعنــــی . . .

هیچ کس رو نداشته باشی چهار کلمه باهاش حرف بزنی و همش مجبور باشی

احساساتت رو تایــپ کنی...

 

×××کاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود

تا هر وقت از سرِ دلتنگی


به رویش دست میکشیدم


تو از درونش


با آرزوی من بیرون می آمدی...

 

×××دلَـــــم یکـــــ کــوچــــه میخـــــواهَــــد

بـــی بــــن بَستــــ . . .


وَ بــــارانـــی نَــــم نَــــم . . .


وَ یکـــــ خـــــدا ، کـــــه کَــــمی بــــا هَــــم راه بــــرَویـــــم !!


هَـمـیــ ـن . . . . .

 

 

 

 

 

×××✿ツ لـا بـه لـای ِ تــوضـیــح الـمَــسـائـل دِلـَـم را مـیـگـَـردَم !

تــا بـبــیـنَـم چـه شـُــد


کـــه بـــه یـکــبـاره ،


دیــدَنَـتـــ را بَـــر مَـن حـَـرام کـَـردی . . . !!؟ ✿ツ

 

 

 

×××دلتنگ که باشی ، آدم ِ دیگری می‌شوی...

خشن‌تر.. عصبی‌تر.. کلافه‌ تر و تلخ‌ تر !

و جالبتر اینکه ، با اطرافیان هم کاری نداری..

همه اش را نگه میداری و دقیقا سر کسی خالی میکنی ،

که دلـتــنــگ اش هستی....

 

×××از " نبودنـــــت " دلگیر نیستم...

از اینکه روزگاری " بـــــــودی " دلگیرم...

 

×××شمارش رو پاک میکنی که فراموشش کنی
اما قسمت ناراحت کننده ش اینجاس که
شمارش رو هنوز از حِفظی ..


×××روزگار نبودنت را برایم دیکته می کند...
و نمره ی من،
باز می شود صفر...
هنوز...
نبودنت را یاد نگرفته ام...


×××تــــــاریـــخ مــــن

نه میلادی ست نه هجری !!!

مبدا تاریخ من لبخند زیبای توست

و پایانش

بغضی ست که مهربانانه پنهان میکنی ... از من ...!!!



+ نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩۱ ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ توسط یاسمین(ستاره) نظرات ()


....

چه تفاوتی می کنــد آنســوی دنیــا باشیم

یا ...

چند کوچــه آن طرف تــر ؟!

پای دوست داشتن که در میان باشد

دلتنگی دمار آدم را در می آورد...

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩۱ ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ توسط یاسمین(ستاره) نظرات ()


خدایا کمک لطفا!!

از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم

و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی

من بدهکارت می شوم . . .

دلم استراحت درست و حسابی میخواد .بااینکه رفتیم مشهد ولی بازم حالو حوصله ی کارو تلاش ندارم...باباخب مشهدم زهرمارمون شد با اون دزدی...خدابخیر کنه این یکسال و نیموآخه فکرکنم تا یکسال ونیم دیگه مسافرت بی مسافرت..چون یه مهمون کوچولو توراهه وهمه رو معطل خودش کرده!!!

پ.ن1:اختصاصی تو..:دست از سرم بردار کچلم کردی قربونت برم.بگم غلط کردم راضی میشی؟؟؟غلط کردم .حالا راحتم بذار

پ.ن2:همیشه سکوتم به معنای پیروزی نیست ، گاهی سکوت میکنم تا بفهمی چه بی صدا باختی . . .

 بعدانوشت:رها جان!دوتاکامنت برام اومده که امکانش هس از جانب تو باشه.اما باید بگم اختصاصی های این پست مال کسیه که اصلا نمیدونه من وبلاگ دارم...

+ نوشته شده در جمعه ۱۱ فروردین ۱۳٩۱ ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ توسط یاسمین(ستاره) نظرات ()


سال یکهزاروسیصد ونود ویک مبارک...شیلی لی لی

یه وقت به سرت نزند!

  که شعرهایم را بتکانی…

 چرا که رسوا خواهم شد…!

و همه خواهند دید!!

 لحظه لحظه تو رادرمیان واژه هایم!!!…

 

سلام سلام سلام

آقامااومدیم ولی چه اومدنییییی...جاتون خالی مشهد بودیم کوتاه گزارش میدم

1.توجاده طوفان شده بود تمام اماما رو باید قسم میدادی تا بتونی ازماشین پیاده شی

بری تاجایی (هرخانومی یه مرد همراهش بود.منم که غد..میگه وایسا باهم بریم ...

میگم:خودم پا دارم نیگا!...)

2.یک ساعت بعد رسیدنمون صندوق عقب ماشین رو زدن ...لخت شدیم!!!

3. 1/30بعد از نصفه شب تو حرم جانبود تو اون سرا بیرون نشستیم تا خود سال تحویل

4.گفتیم بریم دستشویی(اثرات سرما)دیدیم یهو امسال میریم تا سال دیگه نمیام بیخیال

شدیم

5.شب با اراذل اوباش کنار هم خوابیدیم .آخردیگه میخواستم گوشی یکیشونو بکوبم به

دیوار بس که دوس پسراش زییینننگ زییییننگ کردن بالا سرم)

6.صبح گوشیش خفه کرد خودشو باویبره برداشتم میگم بله پسره کلی ور زد میگم آقا من بهاره نیستم دوستشم دادمیزنه سرم :که واسه چی تو گوشیشو جواب دادی؟منم عصبی گفتم:6 صبح منو ازخواب پروندی دو وجب ونیم هم زبون داری خوبه بخدا...وگوشیو قطع کردم

7.بعدم بهاره رو از اون خواب سنگینش بیدار کردم میگه هان ؟چیه؟ گفتم هیچی خواستم بگم:خیلی خری ،جیگر مارو درآوردی با این پسرای عتیقه ی زیرخاکیت حالام بروبمیر میخوام بخوابم...انقد قیافش دیدنی بوووووود

8. سال که تحویل شد اومدیم بیایم بیرون ...مرد و زن یکی شدن...هرچی معنویت به خودمون زده بودیم پرید ....

فعلا همینا

سال نوتون مبارک

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه ٧ فروردین ۱۳٩۱ ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ توسط یاسمین(ستاره) نظرات ()


خیییییییییلییییییییی بهتررررم

شب از مهتاب سر میره تمام ماه تو آبه

شبیه عکس یه رویاست تو خوابیدی جهان خوابه

زمین دست تو میگرده زمان دست تو افتاده

تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده

تو خواب انگار طرحی از گل و مهتاب ولبخندی

شب از جایی شروع میشه که تو چشماتو میبندی

تو را آغوش میگیرم تنم سر ریز رویا شه

جهان قد یه لالایی توی آغوش من جاشه

تو را آغوش میگیرم هوا تاریک تر میشه

خدا از دست های تو به من نزدیک تر میشه

تمام خونه پر میشه از این تصویر رویایی

تماشا کن

                تماشا کن

 

چه بیرحمانه زیبایی...

 

پ.ن 1:اینو کسی نوشته که برام خیلی عزیزه...نمیدونم آهنگه یانه اگه میدونید بگید...ولی خییییلییی میدوستمش

پ.ن2:پست پایین هم نوه(nove)ینی نوهستش

+ نوشته شده در پنجشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٠ ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ توسط یاسمین(ستاره) نظرات ()